با آغاز سال تحصیلی جدید، حوزه علمیه بار دیگر با پرسش نسبت سنت با مسائل نوپدید مواجه است. در این میان، مدرسه تخصصی «دارالعلم» در جوار مضجع رضوی، با اتکا به ظرفیتهای کهن حوزه خراسان، الگویی راهبردی برای مسئلهمحوری و گفتوگو در مرزهای دانش ارائه کرده است؛ مدلی که فراتر از یک رویداد فصلی، مأموریت خود را در پیوند با نظام آموزشی حوزه تعریف میکند. در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین جواد حدادزاده، مسئول علمی دارالعلم، سازوکار تبدیل این مواجهه نخبگانی به جریانی پایدار و نهادی را واکاوی کردهایم.
با توجه به دیرینگی و پیشینه غنی حوزه علمیه خراسان، چه ضرورت و خلأیی سبب شکلگیری ایده «دارالعلم» و اجرای آن در مقطع کنونی شد؟
حوزه علمیه خراسان با سابقهای ریشهدار در تولید و گسترش علوم اسلامی، همواره از کانونهای برجسته جهان اسلام بوده است. بر این اساس، «دارالعلم» صرفاً یک برنامه آموزشی جدید نیست؛ بلکه تلاشی در جوار بارگاه منور رضوی برای فعالسازی ظرفیتهای این حوزه متناسب با اقتضائات عصر جدید است. امروز با تخصصیشدن علوم و مواجهه با اندیشههای معاصر، مسائل نوپدیدی شکل گرفته که بررسی عمیق آنها در چارچوب دروس رسمی و متداول حوزههای علمیه نمیگنجد.
بخشی از این مباحث در سرفصلهای رسمی مغفول مانده و بخشی دیگر در حلقههای محدود نخبگانی متوقف شده و به بدنه عمومی نخبگان حوزه منتقل نشده است. به همین دلیل، حوزه علمیه خراسان با همکاری آستان قدس رضوی، دارالعلم را به عنوان بستری مکمل و پیشرو؛ نه جایگزین نظام رسمی، پایهگذاری کرد تا مسائل مرزی و عمیق، در کانون مباحثه طلاب مستعد، استادان برجسته و پژوهشگران قرار گیرد. افق نهایی ما فراتر از یک طرح مقطعی، شکلگیری جریانی مستمر در تولید علم، تربیت نیروی متخصص و پاسخگویی به چالشهای نظری و نیازهای علمی جامعه و نظام اسلامی است.
در هویت دارالعلم تأکید ویژهای بر «مسئلهمحوری» به چشم میخورد؛ این مسائل و اولویتها با چه سازوکاری شناسایی میشوند تا کار به برگزاری کلاسهای متداول تقلیل نیابد؟
در دارالعلم نقطه آغاز تمام فعالیتها، بهجای انتخاب صوری عناوین کلاسی، بر پایه یک «مسئله» واقعی تعریف شده است؛ مسئلهای که صرفاً به شبهات روزمره محدود نمیشود، بلکه ابعادی بنیادین چون خلأهای علمی، پرسشهای نظری، موضوعات نوپدید و بازخوانی حوزههای علمی موجود را دربرمیگیرد. بر همین مبنا، هر مدرسه متناسب با رسالت خود، با تدوین «نظام مسائل» و برنامه جامع پنجساله مشخص کرد کدام مباحث کمتر مورد التفات بودهاند، چه حوزههایی نیازمند نظریهپردازی دوباره هستند، کدام چالشها در مرزهای علوم اسلامی و دانشهای روز پدید آمده و زمینه تولید دانش جدید در چه نقاطی مهیاست.
این سازوکار در دوره چهارم در قالب هفت مدرسه علمی عملیاتی شد؛ چنانکه در مدرسه «قرآن و حدیث» مواجهه روشمند با جریانهای معاصر، مباحث معناشناختی و تعارض ظاهری قرآن و حدیث در دستور کار قرار گرفت؛ در مدرسه «فقه و اصول» موضوع کلیدی اهداف شریعت و نسبت آن با ملاکات، مذاق و روح شریعت پیگیری شد؛ مدرسه «علوم عقلی» به واکاوی مباحث معرفتشناختی و نقد رویکردهای نوپدید اختصاص یافت و سایر مدارس نیز مأموریتهای تخصصی خود را دنبال کردند. از اینرو، نظام مسائل در دارالعلم عملاً نقطه اتصال میان نیاز علمی، برنامه آموزشی و فعالیت پژوهشی است.
این چرخه و طراحی علمی، مشخصاً چه تمایز بنیادینی با دورههای متداول تابستانی حوزه دارد و چطور طلبه را از یک «شنونده منفعل» به کنشگری علمی میرساند؟
تفاوت اصلی در این است که دارالعلم صرفاً برای انتقال دانش موجود طراحی نشده، بلکه هدف آن فراهمکردن بستری برای گفتوگو درزمینه مسائل حلنشده و حرکت در مرزهای دانش است. در یک دوره آموزشی معمول، عموماً موضوعی تعیین میشود و استاد به تدریس آن میپردازد؛ اما در دارالعلم تلاش کردهایم یک زنجیره بههمپیوسته علمی شکل بگیرد؛ فرایندی که با صورتبندی دقیق مسئله و طراحی علمی آغاز میشود، با انتخاب استاد شایسته و آمادهسازی منابع امتداد مییابد، در ادامه به طرح پرسشهای بنیادین و ارائه علمی میرسد و در نهایت، از دل گفتوگو و نقد نخبگانی، به پیگیریهای مستمر پژوهشی ختم میشود. بر همین اساس، در دوره چهارم برای هر مسئله، طرحدرس و مجموعهای از پرسشهای کلیدی پیش از آغاز دورهها در اختیار طلاب قرار گرفت و منابع و مقالات مرتبط نیز در کانال اختصاصی مدارس بارگذاری شد. این تمهیدات سبب شد طلبه دیگر صرفاً یک شنونده منفعل نباشد، بلکه با تسلط بر ادبیات بحث، دیدگاههای مطرح و پرسشهای اصلی وارد مباحثه شود. بنابراین، هدف ما ورود سطحی به «مسائل روز» نیست؛ بلکه در پی آنیم مسائل جدید را با همان عمق و روششناسی اصیل حوزوی واکاوی کنیم.
در فرایند گزینش مخاطبان، غربالگری فشردهای انجام شد و تأکید خاصی بر طلاب نخبه وجود داشت؛ این حساسیت در انتخاب شرکتکنندگان از چه نگاه راهبردیای ناشی میشود؟
اگر قرار باشد دارالعلم به تولید علم و حرکت در مرزهای دانش کمک کند، طبیعتاً باید با نیروی انسانی مستعد و توانمند علمی کار کند. به همین دلیل، در دوره چهارم حدود ۲هزار و ۸۰۰ طلبه برای حضور در برنامه نامنویسی کردند و پس از ارزیابی، ۹۵۰ نفر برای حضور انتخاب شدند. در انتخاب این افراد، مؤلفههایی مانند سابقه پژوهشی، نخبگی و استعداد برتر، سابقه تحصیل در درس خارج، ممتاز بودن از نظر استادان و تحصیل در مراکز تخصصی مورد توجه قرار گرفت. نکته مهم این است ما نمیخواهیم دارالعلم صرفاً محل ارائه دانش به مخاطب باشد؛ بلکه میخواهیم مخاطب امروز دارالعلم، بخشی از سرمایه علمی آینده آن نیز باشد. طلبهای که امسال در یک مسئله تخصصی شرکت میکند، اگر این ارتباط در سالهای بعد ادامه پیدا کند، میتواند تبدیل به پژوهشگر، استاد، تولیدکننده علم و عضو یک شبکه علمی شود. از این رو، سرمایه اصلی دارالعلم، ساختمان یا حتی برنامه تابستانی نیست؛ سرمایه اصلی آن شبکه استادان، پژوهشگران و طلاب مستعدی است که در این جریان علمی با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند.
اما در عمل، آیا واقعاً میتوان از یک دوره متمرکز دوهفتهای انتظار تولید علم و تربیت نیروی متخصص داشت یا خروجی این الگو را باید در افق دیگری جستوجو کرد؟
قطعاً اگر دارالعلم را فقط در همان دو هفته خلاصه کنیم، چنین انتظاری منطقی نیست. دوره تابستانه دارالعلم، نقطه اوج و تجمع یک فرایند علمی است، نه تمام آن فرایند. به همین دلیل، از همان ابتدا برای مدارس برنامه پنجساله طراحی شده است. در دوره چهارم، پنج مدرسه وارد سال دوم برنامه پنجساله و دو مدرسه وارد سال نخست برنامه خود شدهاند. در طول سال نیز در کارگروههای علمی هر مدرسه به تناسب نیاز و ضرورتی که دارند برای طلاب، برنامههای آموزشی و پژوهشی در قالبهای مختلف زیر نظر خود کارگروه طراحی و اجرا میشود. بنابراین خروجی را باید در یک فرایند چندساله دید: ایجاد زمینه تربیت نیروی متخصص، تولید آثار علمی، ایجاد شبکه علمی و انتقال دستاوردها به بدنه علمی حوزه. در نهایت، اگر این فرایند بهدرستی استمرار پیدا کند، انتظار داریم بخشی از مسائلی که امروز در حلقههای محدود نخبگانی مورد بحث است، به تدریج تبدیل به مسائل شناختهشده و قابل پیگیری در بدنه علمی حوزه شود و بخشی از پژوهشگران تربیتشده نیز بتوانند این مسائل را به تولید نظریه، مقاله، کتاب، درس و در نهایت راهکارهای علمی برای مسائل جامعه تبدیل کنند.
حوزه علمیه خراسان میراثدار سنتی استوار و کهن است؛ دارالعلم چگونه میان وفاداری به این سنت و جسارت علمی برای ورود به مسائل نوپدید توازن برقرار میکند؟
یکی از اهداف مهم دارالعلم همین است. پویایی علمی یک حوزه فقط با افزایش تعداد کلاسها اتفاق نمیافتد؛ بلکه زمانی شکل میگیرد که در آن، پرسش، نقد، گفتوگو و مواجهه با مسائل جدید جریان داشته و طلاب نخبه خراسان با اساتید تراز کشوری در حوزه علاقه خود ارتباط برقرار کرده و از آنها بهره علمی ببرد. حوزه علمیه خراسان میراث علمی بسیار ارزشمندی دارد، اما حفظ این میراث زمانی میتواند به پویایی منجر شود که این میراث بتواند با مسائل جدید وارد گفتوگو شود. دارالعلم تلاش میکند این فضا را ایجاد کند؛ یعنی از یک طرف وفاداری به میراث علمی حوزه و از سوی دیگر جرئت علمی برای ورود به مسائل جدید و حلنشده. این همان نقطهای است که میتواند نشاط علمی ایجاد کند؛ زیرا طلبه احساس میکند در کنار فراگیری دانش موجود، امکان آن را نیز دارد که در یک مسئله واقعی علمی، پرسش مطرح کند، دیدگاههای مختلف را ببیند، نقد کند و حتی در تولید دانش جدید مشارکت داشته باشد.
اکنون با فرارسیدن پاییز و آغاز سال تحصیلی جدید، چه سازوکاری تعبیه شده تا دارالعلم در حد یک رویداد فصلی متوقف نماند و به یک جریان علمی مستمر تبدیل شود؟
از ابتدا تلاش شده دارالعلم در مرزهای یک «اعتکاف علمی دو هفتهای» متوقف نماند؛ به همین دلیل، برای هر مدرسه برنامهای پنجساله طراحی شد تا فعالیتهای سالانه نیز دقیقاً در امتداد همین افق پیش برود. درواقع هدف اساسی ما، شکلگیری یک چرخه علمی پیوسته و پویاست؛ فرایندی که با شناسایی دقیق مسئله آغاز میشود، با تربیت نیروهای علمی مستعد و پژوهش هدفمند به نقطه تولید علم میرسد، سپس در بوته ارائه و نقد نخبگانی صیقل یافته و تکمیل میشود و درنهایت، با سرریز شدن این دستاوردها به نظام آموزش رسمی حوزه، بستر را برای کشف افقها و مسائل جدیدتر مهیا میکند. اگر این چرخه در طول تقویم آموزشی استمرار پیدا کند، دارالعلم بهتدریج از یک «رویداد مقطعی» فاصله گرفته و به یک «جریان علمی مستمر» تبدیل میشود. در چنین ساختاری، برگزاری دوره تابستانه همچنان اصالت و اهمیت خود را حفظ میکند، اما کارکرد متفاوتی مییابد؛ به این معنا که تابستان به میعادگاهی برای گردهمایی استادان، عرضه آخرین دستاوردهای فکری، گفتوگوی نخبگانی و پایش کارنامه یکساله مدارس تبدیل خواهد شد و موتور محرکه اصلی، در سرتاسر سال و در متن پژوهشها، آموزشها، مباحثات و ارتباطات علمی به حیات خود ادامه میدهد.
در افق پنج سال آینده، نقطه آرمانی این جریان کجاست و دارالعلم چه نقشی در پاسخگویی پیشدستانه به چالشهای فکری جامعه و نظام اسلامی ایفا خواهد کرد؟
افق ما صرفاً توسعه کمّی مدارس از سه به هفت یا ۱۰ مدرسه نیست، بلکه هدف اصلی شکلگیری جریانی اثرگذار است. در این مسیر، گام نخست تربیت نیروهای متخصص و تولید آثار علمی است؛ در گام بعد، دستاوردها در اختیار حوزهها و مراکز علمی کشور قرار میگیرد و در افق بلندمدت، ارتباطات علمی بینالمللی گسترش مییابد.
اما هدف بنیادینتر این است که دارالعلم به کانون مواجهه علمی با چالشهای فکری جامعه و نظام اسلامی تبدیل شود؛ به این معنا که با پدیداری مسائل نو در حوزههای فقه، کلام، قرآن و حدیث، فلسفه، تاریخ یا علوم انسانی، بهجای واکنش پس از بحران، شبکهای منسجم از استادان، پژوهشگران و طلاب متخصص، مسئله را از ابتدا شناسایی، تحلیل و برای آن راهحل علمی تولید کنند. در این نقطه است که دارالعلم از یک رویداد مقطعی به نهادی اثرگذار و جریانساز تبدیل میشود.
در نگاه کلان، این همافزایی تا چه اندازه میتواند جایگاه مشهدالرضا(ع) را علاوه بر قطب زیارتی، به عنوان مرجعیتی زنده در جهان اسلام بازتعریف کند؟
دارالعلم را نباید از جغرافیای علمی و تاریخیاش جدا کرد. مشهد و حوزه علمیه خراسان، بهویژه در جوار مضجع شریف حضرت علیبنموسیالرضا(ع)، ظرفیت تاریخی کمنظیری برای تبدیل شدن به کانون علمیِ تراز در سطح جهان اسلام دارند و دارالعلم بستری برای فعالسازی این ظرفیت است. هدف ما این است طلاب و استادان برجسته از سراسر کشور در مشهد گرد هم آیند، درباره مسائل عمیق علمی گفتوگو کنند و این ارتباط علمی را پس از پایان دوره نیز استمرار بخشند. بدین ترتیب، یکی از افقهای ما این است که مشهد علاوه بر مقصد زیارتی، به مقصدی علمی برای نخبگان علوم اسلامی بدل شود. دارالعلم درواقع حلقه اتصال سه ظرفیت بزرگ است: میراث علمی حوزه خراسان، ظرفیت علمی حوزهها و دانشگاههای سراسر کشور و ظرفیت معنوی آستان قدس رضوی. اگر این پیوند در فرایندی مستمر به یکدیگر گره بخورد، میتوان امیدوار بود در آینده شاهد شکلگیری جریانی اثرگذار از مشهد به سوی سطوح ملی و بینالمللی باشیم.





نظر شما